<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات ایران شناسی</title>
    <link>https://is.iranology.ir/</link>
    <description>مطالعات ایران شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکاوی نماد "تثلیث" در مذاهب ایران و هند(موردمطالعه: میترائیسم و هندوئیسم)</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_735714.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی تطبیقی نماد تثلیث در دو آئین باستانی مهرپرستی و هندوئیسم، می‌پردازد. هدف از این پژوهش، واکاوی تشابهات و تفاوت‌های این نماد در این دو آئین و همچنین بررسی تأثیر مهرپرستی بر هندوئیسم است. در همین راستا مقاله حاضر سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که در نماد مشترک "تثلیث" میان آئین&amp;amp;shy;های مهرپرستی و هندوئیسم چه تفاوت&amp;amp;shy;ها و تشابهاتی دیده می &amp;amp;shy;شود؟ نتایج نشان می‌دهد که هر دو آئین از نماد تثلیث به‌عنوان نمادی از نیروهای ماورائی و الوهیت استفاده می‌کنند. مهرپرستی تثلیث را بیشتر به‌عنوان نمادی از نیروهای طبیعت و هندوئیسم به‌عنوان نمادی از چرخة هستی و وجوه مختلف الوهیت در نظر می‌گیرند. نماد تثلیث در این دو آئین، با وجود شباهت‌های ظاهری، تفاوت‌های عمیقی در ماهیت، شخصیت‌های تشکیل‌دهنده و نقش‌هایشان دارد. همچنین، این پژوهش‌ نشان می‌دهد که هندوئیسم تأثیرات قابل‌توجهی از آئین مهر پذیرفته است که نشان‌دهندة تبادلات فرهنگی و دینی بین تمدن‌های باستانی ایران و هند است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تطبیقی و گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای، به بررسی دقیق پیشینة تحقیق و ارائه توضیحات مفصل دربارة مهرپرستی و هندوئیسم می‌پردازد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دهمین فصل کفالایای آموزگار "شرح چهارده ائون بزرگ که شیث در نماز خود از آنها سخن گفته است"</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_735713.html</link>
      <description>فصل دهم کفالایای آموزگار از جمله متونی است که در آن به ساختار چهارده ائون و جایگاه شیث اشاره شده است. این ساختار الاهیاتی در برخی ویژگی‌ها با سنت‌های شیثی-گنوسی شناخته‌شده در متون نجع حمادی، به‌ویژه &amp;amp;laquo;سه لوح شیث&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انجیل مصریان&amp;amp;raquo;، هم‌پوشانی دارد. مسئله اصلی این پژوهش بررسی نسبت این ساختار با سنت شیثی گنوسی و ارزیابی میزان تأثیرپذیری یا هم‌افقی الاهیاتی آن است. این پژوهش با روش تحلیل تطبیقی-متنی انجام شده و در آن داده‌های فصل دهم کفالایا با متون قبطی مانوی و رساله‌های شیثی نجع حمادی مقایسه شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه از نظر مفهومی شباهت‌هایی در الگوی صدور ائون‌ها و جایگاه نجات‌شناختی شیث وجود دارد، اما این هم‌پوشانی لزوماً به معنای اقتباس مستقیم نیست و می‌توان آن را در چارچوب تعاملات فکری گسترده‌تر در محیط دینی مصر متأخر تحلیل کرد. بر این اساس، ساختار چهارده ائون در کفالایا را می‌توان نمونه‌ای از بازپردازی مانوی مفاهیم گنوسی در زمینه‌ای جدید دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خرد سیاسی کلیله و دمنه: آمیختگی داروی تلخ نصیحت به شهدحکایت</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_735715.html</link>
      <description>کلیله‌ودمنه نصرالله منشی از مهم‌ترین متون اندرزنامه‌ای ایران دوره میانه است که در قالب حکایت‌های تمثیلی، تصویری پیچیده از مناسبات قدرت و سازوکار حکومت ارائه می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش بررسی این پرسش است که آیا کلیله‌ودمنه صرفاً تداوم سنت اندرزنامه‌نویسی و پشتیبان نظری مشروعیت قدسی قدرت است، یا آنکه در لایه‌های زیرین خود نوعی بازاندیشی عقلانی در باب سیاست عرضه می‌کند. این مقاله با رویکرد تحلیل متن در بستر تاریخی و با تکیه بر خوانش مفهومیِ مضامینی چون عقل، عدل، اطاعت، بخت و مصلحت، نشان می‌دهد که کلیله‌ودمنه ضمن وفاداری به ساختار اندرزنامه‌ای، نوعی جابه‌جایی در مبنای مشروعیت سیاسی ایجاد می‌کند. در این اثر، بقای ملک نه به دین‌داری شاه، بلکه به کارآمدی، تدبیر و عقل عملی وابسته است. بدین‌سان کلیله‌ودمنه را می‌توان مرحله‌ای مهم در روند عرفی‌شدن تدریجی اندیشه سیاسی ایران و انتقال مشروعیت از افق قدسی به قلمرو عقل و تجربه انسانی دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهشی سکه شناسی در تاریخ حکومتگران محلی بنی فیروزان در قرن چهارم هجری</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_735716.html</link>
      <description>بنی‌فیروزان در سده چهارم هجری بر مناطقی از طبرستان و قومس حکومت داشتند. متون نوشته شده بر سکه‌های فیروزانیان نشانگر تسلط آنان بر طبرستان و قومس و تبعیت آنان از آل‌بویه است. بررسی اسامی حکمرانان بویهی منقور بر سکه‌های فیروزانیان نشانگر تبعیت حسن بن فیروزان از رکن‌الدوله بویهی و نقش‌آفرینی فرزندان او در منازعات قدرت میان فخرالدوله و عضدالدوله است. مسئله این تحقیق بررسی تاریخ این حکومتگران بر مبنای مطالعه سکه‌شناسی است. بر این مبنا متون مسکوکات حسن بن فیروزان و فرزندانش (نصر، فیروزان و لشکرزاد) بررسی و نتایج حاصل از آن با استفاده از روایات منابع تاریخی تکمیل شده است. اهمیت این تحقیق ازاین‌روست که تاکنون تاریخ فیروزانیان، در مقایسه با دیگر حکومت‌های محلی این سده، چندان موردتوجه قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و با تکیه بر اسناد سکه‌شناسی انجام شده است.. با توجه به عدم ذکر نام لشکرزاد در منابع تاریخ‌نگاری، سکه ضرب شده توسط او از اسناد حضور و فعالیت لشکرزاد در مناسبات سیاسی این عصر است. بنی فیروزان نظیر آل‌بویه تعلقات مذهبی خویش را بر متون مسکوکات خویش آشکار نکرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بازنمایی فرهنگ غذایی در مقالات فارسی با موضوع شب یلدا</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_735717.html</link>
      <description>شب یلدا به‌عنوان یکی از کهن‌ترین آئین‌های ایرانی، افزون بر ابعاد اسطوره‌ای و هویتی، واجد مؤلفه‌های مهمی در حوزة فرهنگ مادی، به‌ویژه فرهنگ غذایی است. با وجود جایگاه محوری خوراک و نوشیدنی در اجرای این آیین، چگونگی بازنمایی این مؤلفه در پژوهش‌های علمی فارسی تاکنون به‌صورت مستقل و نظام‌مند بررسی نشده است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تحلیل نحوه و میزان توجه مطالعات علمی به فرهنگ غذایی یلدا و شناسایی خلأها و سوگیری‌های موجود در این بازنمایی است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، 22 مقاله علمی منتشرشده درباره یلدا در بازه زمانی 1351 تا 1403 را بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد اگرچه بخش قابل‌توجهی از مقالات به خوراکی‌هایی همچون هندوانه، انار و آجیل اشاره کرده‌اند، اما این بازنمایی غالباً فهرست‌وار و نمادگرایانه بوده و فاقد تحلیل زمینه‌مند از فرهنگ غذا به‌مثابه پدیده‌ای اجتماعی، اقتصادی و تعاملی است. همچنین تنوع منطقه‌ای، شیوه‌های پخت، ساختار پذیرایی و فرهنگ نوشیدنی‌ها در اغلب پژوهش‌ها مغفول مانده است. نتایج نشان می‌دهد گفتمان علمی موجود، آیین غذایی یلدا را بیشتر به مجموعه‌ای از نمادهای ثابت تقلیل داده و از تحلیل پویایی‌های فرهنگی و تحولات معاصر آن فاصله گرفته است. بر این اساس، توسعه رویکردی بین‌رشته‌ای در مطالعات آیین و غذا می‌تواند به بازخوانی جامع‌تر این سنت فرهنگی یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی مولفه‌های ادبیات فولکلور در انیمیشن کوتاه تجربی ایران، نمونه موردی: آثار مهین جواهریان</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_735712.html</link>
      <description>ادبیات فولکلور یکی از مهم‌ترین منابع بازتولید هویت فرهنگی در رسانه‌های معاصر است. انیمیشن کوتاه تجربی ایران نیز در دهه‌های اخیر به بستری برای بازآفرینی عناصر فرهنگ عامه تبدیل شده است. مسئله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی مؤلفه‌های ادبیات فولکلور در انیمیشن کوتاه تجربی ایران با تمرکز بر آثار مهین جواهریان است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از تحلیل نشانه‌شناختی و الگوی بازنمایی استوارت هال، سه اثر &amp;amp;laquo;بارون میاد جرجر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زر زری کاکل زری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;یکی بود یکی نبود&amp;amp;raquo; را مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می‌دهد که این آثار نه صرفاً بازتاب‌دهنده فولکلور، بلکه بازسازنده و برساخت‌کنندة آن در قالبی زیبایی‌شناختی و رسانه‌ای هستند. استفاده از عناصر فانتزی، اغراق، جان‌بخشی، موسیقی محلی، معماری بومی و الگوهای روایی عامیانه، سبب شکل‌گیری نوعی جهان فرهنگی بازآفرینی‌شده می‌شود که در آن فولکلور به مثابه منبع هویت‌بخش و بین‌نسلی عمل می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که انیمیشن کوتاه تجربی می‌تواند به مثابه رسانه‌ای فعال در بازتولید معنا و هویت فرهنگی ایفای نقش کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنگ نگاره‌های نویافته بَرده سِرخَه، دره دِیزان کُلم، کبیرکوه شهرستان بدره استان ایلام</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_737906.html</link>
      <description>استان ایلام از نظر پژوهش‌های هنر صخره‌ای ناشناخته است. مجموعه سنگ نگاره‌های نویافته بَردَه سِرخَه (سنگ سرخ) در میانه دره دِیزان کلم بر کناره ایلراهی که به صورت مورب بر دیواره تراس غربی دره می‌گذرد، ایجاد شده‌اند. این مجموعه شامل 4سنگ نگاره می‌باشد. به گمان تعداد سنگ نگاره‌ها بسیار بیشتر است که به علت عوامل انسانی و طبیعی بسیاری از آنها از بین رفته‌اند. این سنگ نگاره‌ها شامل دو بزکوهی نر با شاخ‌های بلند و بدن خطی که جزیات آنها نشان داده شده که به سمت غرب در حرکتند و 2 شکارچی با کمان که به سمت بزها در حال تیر اندازی هستند. این دو کماندار به صورت ایستاده و درحال کشیدن زه کمان هستند. کمان‌های که در دست آنها قرار دارد قوسی شکل و دو انتهای جایی که زه به آن بسته می‌شود به بیرون برگشته است. این شکل کمان‌ها تنها در ناحیه زاگرس مرکزی رایج بوده‌اند. از نظر شکل با کمان‌های آشوری و ایلامی شباهت و تفاوت‌هایی دارند.این منطقه محل زیست ایل‌ها و قبایل کوچنشین کاسی بوده که بنا به گفته مورخین رزمنده و کماندار بوده‌اند. این سنگ نگاره‌ها با توجه به کمان شکارچیان متعلق به عصر آهنIII و همزمان با دوره آشور نو و ایلام نو می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه ایالت فارس در پرورش گل سرخ و تجارت گلاب از آغاز دوره اسلامی تا پایان دوره قاجار</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_737910.html</link>
      <description>گل سرخ از گیاهان بومی ایران است. ایرانیان از دیرباز گلاب تهیه می‌کردند. گل سرخ و گلاب در فرهنگ، ادبیات، آیین‌ها و اقتصاد ایرانیان اهمیت بسیاری داشته است. از گذشته‌های بسیار دور سرزمین فارس یکی از رویشگاه‌های اصلی و مراکز مهم پرورش گل سرخ و تهیه گلاب در ایران است‌. گل سرخ و گلاب فارس شهرت جهانی داشته است. در این پژوهش با منابع کتابخانه‌ای و با روش توصیفی تحلیلی، اهمیت و جایگاه کشت گل سرخ و تجارت گلاب در ایالت فارس از آغاز دوره اسلامی تا پایان دوره قاجار بررسی شده است. در این راستا نواحی کشت گل سرخ و مقاصد تجاری گلاب فارس در دوره‌های تاریخی بررسی شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش، منابع تاریخی و جغرافیایی دربردارنده آگاهی‌های مهمی در مورد نقش اهالی فارس در کشت گل سرخ و گلابگیری است و همواره به سبب کیفیت گل سرخ فارس ، گلاب مرغوب استخراج و به سراسر جهان صادر می‌شد. همچنین جور مرکز اصلی پرورش گل و گلابگیری در ایالت فارس بوده است. پرورش گل سرخ و صدور گلاب به ویژه مورد توجه جهانگردان دوره صفویه و قاجار قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برساخت سیمای شاهنشاهی در بستر بحران اقتدار: تحلیل سیاسی تصاویر شاهانه در دورة فتحعلیشاه قاجار</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_737911.html</link>
      <description>از قابل‌توجه‌ترین تحولات هنری در دورة قاجار، گسترش همه‌جانبه تصاویری است که محور اصلی آنها شخص پادشاه است. در بیانی دیگر می‌توان اذعان کرد که از مهم‌ترین و پرتکرارترین مضامین بسیاری از قالب‌های هنری در دورة قاجار، پیکرنگاری شاهانه بوده است. این تصاویر چنان گستردگی و گوناگونی‌ای دارند که می‌توان آنها را نمود یک فرایند و جنبش هنری وابسته به دربار قاجار دانست. بررسی دقیق این تصاویر شاهانه در بافت سیاسی و اجتماعی زمانة خود می‌تواند بسیاری از سیاست‌ها، اهداف و دغدغه‌های دربار قاجار را آشکارتر از پیش کند. در این جستار، یکی از تحولات مهم هنری این دوره که استفاده از تصویر پادشاه به‌عنوان رسانه‌ای برای القای مفاهیم و پیام‌هایی مشخص است، مدنظر قرار گرفته است. برای بررسی دقیق‌تر و آشکار شدن زوایای بیشتر موضوع مورد بحث، دورة پادشاهی فتحعلیشاه انتخاب شده است. انتخاب این دوره به آن دلیل بوده که تا پیش از سلطنت او، از هیچ پادشاهی در ایران تا این اندازه پیکرنگاره نداشته‌ایم. علی‌رغم وجود نمونه‌هایی از شمایل شاه در دوره‌های پیشین، باید آغاز سنت پیکرنگاری شاهانه را دورة فتحعلیشاه دانست. هدف از این پژوهش ارائه تصویری از ساختار سیاسی دورة فتحعلیشاه، بررسی و سپس تحلیل تصاویر شاهانه در بستر این ساختار است. بدین منظور تصاویر شاهانة فتحعلیشاه که امروزه در دست است و همچنین تصاویر اشاره‌شده در نسخ تاریخی و توصیفات سفرنامه‌نویسان و مورخان دورة قاجار، به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. به نظر می‌رسد ایجاد و انتشار گستردة تصاویر شاهانة فتحعلیشاه را می‌توان بخشی از سیاست‌های درباری برای مشروعیت‌زایی و پر کردن خلأ اقتدار وی، هم در داخل و هم خارج از قلمرو فرمانروایی او دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت تاریخ فرهنگی با مطالعات ایران شناسی</title>
      <link>https://is.iranology.ir/article_737912.html</link>
      <description>امروزه بیش از پنجاه سال از شکل&amp;amp;shy;گیری و کاربستِ رویکرد تاریخ فرهنگی در حوزه دانش تاریخ و سایر دانش‌های مرتبط با آن می&amp;amp;shy;گذرد. در این فرایند زمانی، اساساً شاهد تلاش مورخان فرهنگی و پژوهشگران سایر حوزه&amp;amp;shy;های مرتبط با علوم انسانی- اجتماعی برای ارائه خوانش چندلایه&amp;amp;shy;ای و عمیق&amp;amp;shy;تر از رخدادهای تاریخی و اجتماعی هستیم. به گونه&amp;amp;shy;ای که مکاتب فکری گوناگونی در پهنه اروپا از جمله سنّت فرانسوی مکتب آنال، سنّت مطالعات فرهنگی انگلیس، سنّت آلمانی و سنّت ایتالیایی شکل گرفته که هر کدام در چارچوب زمینه&amp;amp;shy;های تاریخی و فرهنگی خود با خوانشی متفاوت، به تاریخ فرهنگی اهتمام داشته&amp;amp;shy;اند. هدف از این نوشتار آن است که به سنجش و ارزیابی دقیقی از پتانسیل&amp;amp;shy;های روشی، محتوایی و معرفت‌شناسی تاریخ فرهنگی ژرداخته شود تا عیار و اعتبار آن برای بهره‌گیری در پژوهش&amp;amp;shy;های ایران‌شناسی و شکل&amp;amp;shy;گیری تاریخ&amp;amp;shy;نگاری فرهنگی به دست آید. دستاورد بحث نشان می‌دهد که تاریخ فرهنگی همچون مطالعات ایران‌شناسی دارای رویکردی خُرد و جزئی&amp;amp;shy;نگرانه است که در تولید معرفت به گروه&amp;amp;shy;های فراموش‌شده اجتماعی می&amp;amp;shy;نگرد و به انعکاس صداهای دوردست و حاشیه&amp;amp;shy;ای می‌پردازد. هر دو رویکرد تاریخ‌نگاری فرهنگی و مطالعات ایران‌شناسی با اتکا به روش‌های کیفی و ترکیبی برآمده از دانش‌های گوناگون بر آن هستند تا تفسیرهای چندگانه را جایگزین روایت‌های یکّه و منحصربه‌فرد از گذشته تاریخی نماید. این امر باعث شده تا جهت‌گیری تاریخ از مطالعه گذشته به‌سوی بررسی حال و اکنون و آینده، تغییر یابد. در نتیجه، محصولِ کار نگرش تاریخ فرهنگی و ایران‌شناس را می‌توان در نوعی کاربردی&amp;amp;shy;سازی تاریخ در باب مقوله فرهنگ مشاهده کرد و این در حالی است که تاریخ‌نگاری سنتی از گذشته‌های دور تا اواخر قرن بیستم میلادی صرفاً به جنگ‌ها و شرح حال پادشاهان و نخبگان سیاسی- نظامی محدود می‌شد. تاریخ فرهنگی ضمن پایان دادن به رویکرد نخبه‌گرا، باعث شده تا همگان را به سمت سویه‌های متکثر اجتماعی و فرهنگی هدایت کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
